چرا از منطقه امن زندگی بیرون آمدن سخت هست؟

یهتر از اینجا شروع کنم بگم که اصلا منطقه امن روانی-ذهنی چی هست و ما با موندن در این منطقه چه چیزهایی رو از دست خواهیم داد؟
منطقه امن یعنی ما تو موقعیتی هستیم که بهش عادت کردیم و به ظاهر راضی هستیم در واقع تمام کارهای روزمره ما جزو منطقه امن ما محسوب میشه وقتی ما فقط در منطقه امن زندگی می کنیم سطح استرس پایین هست ذهن زیاد زحمت نمی کشه اطلاعات جدید پردازش کنه به همین دلیل همیشه دلیل محکم و‌قاطع میخواد که به خودش زحمت بده تشریفشو از منطقه امن بیاره بیرون!!!
کسانی که در منطقه امن ذهنی خود می مانند؛
_همیشه خواسته هاشون در سطح رویا میمونه
_سبک زندگیشون به روز نمی شه
_ممکنه سال ها هدفی تو ذهنشون داشته باشن ولی هیچوقت براش قدم برنمی دارند
_حس راکد بودن و مفید نبودن در رندگی دارند
_خیلی از فرصت ها و در زندگیشون از دست میدن
_اعتماد بنفس و عزت نفس پایینی دارند

درسته که ازمنطقه امن بیرون آمدن سختی ها ،استرس و ترس هایی به همراه داره دلیلش هم واضحه چون مغز ما شرایط جدید برایش آشنا نیست و همین باعث میشه که ماندن در منطقه ی امن را ترجیح میدیم چون حاضر نیستیم به خودمان سختی هایی بدسم وبرای پیشرفتمون تلاش هایی کنیم.

من معتقدم شاید محکم ترین دلیلی که باعث شده خیلیامون تو منطقه امن زندگی بمونیم “ترس از شروع” هست و‌ به همین دلیل ترجیح میدیم هیچ کاری جدیدی نکنیم و طبیعتا هیچ رشد و‌ موفقیتی هم حاصل نخواهد شد.