مقاله های رایگان 1

رابطه عاطفی سالم

در رابطه عاطفی سالم ، طرفین فردیت دیگری را به رسمیت می شناسند ، علایق و نیازهای هم دیگه رو می پذیرند و نادیده نمی گیرند. ارتباط عاطفی طولانی مدت ، نیازمند « سازگاری » و « پذیرش » ویژگی های متفاوت طرف مقابل شماست و شما قراره مدت طولانی با فردی که با شما متفاوته زندگی کنید. اشکال کار از جایی شروع میشه که شما توانایی کنار اومدن با تفاوت های طرف مقابل رو ندارید ، بنابراین سعی می کنید که اون رو شکل خودتون کنید ، تغییر بدین و یا کنترل یا محدودش کنید.

در چه روابطی عزت نفس شما آسیب خواهد دید؟

در این روابط عزت نفستان آسیب خواهد دید :
روابطي که در آن شما کنترل مي شويد مثلا : چرا رفتي نگفتي روابطي که در آن شما باج مي دهيد ؛ احساسي ، جنسي ، مالي روابطي در آن ترس از گفتن احساساتتون رو دارید روابطي که هیچ هدف و جهتي براي رابطه تعریف نشده روابطي نه پارتنر طرف هستید نه دوست معمولي روابطي که طرف مقابل زمان نیازهاش میاد سمت شما روابطي که به خاطر احساس گناه ادامه پیدا مي کنه روابطي که باعث مي شود شما از اهدافتون دور بشید روابطي که در آن به شما ارزش و احترام قائل نمي شن.

چه کسانی بیشتر مستعد شکست عشقی اند ؟

صناماهرها ( افراد بي مهارت ) یکی از افرادی هستند که مستعد شکست عشقی می باشند ؛ وقتی که آمار ارتباط عاطفی به هر دلیلی بالا رود ، معلوم است که آمار شکست عشقی هم بالا می رود ، اما این دلیل آماری برای اینکه بگوییم چرا یک نفر شکست عاطفی می خورد ، کافی نیست . اگر این گونه بود ، همه رابطه ها بی سرانجام می شدند ، اما نیستند . چند گروه هستند که بیشتر مستعد شکست عشقی هستند ؛ و بیشتر افرادی که از دسته ، خود تنها پندارها هستند ( احساس تنهايي هميشگي ) در روابطشان شکست عشقی میخورند البته خودتنها پنداری یک عبارت جعلی است ، اما شاید عبارت خوبی برای توصیف کسانی باشد که اگر هزاران نفر هم صبح تا شب به آنها محبت کنند ، باز هم فکر می کنند که از لطف دیگران محرومند . معمولا این افراد در کودکی از پدر و مادر خود به هر دلیلی به اندازه کافی محبت ندیده اند یا برعکس ، چنان در محبت غرق بوده اند که حالا مهربانی های طرف مقابل توقعشان را برآورده نمی کند .

بی اعتمادها افرادی هستند که بیشتر مستعد شکست عشقی هستند . بی اعتمادها معمولا وارد رابطه نمی شوند ، اما وقتی هم با تردیدهای بسیار وارد رابطه میشدند ، آنقدر احساس ناامنی می کنند که می خواهند مرتب طرف مقابل را چک کنند . معمولا این افراد در کودکی به وجود محبت دایمی مطمئن نبودند . آنها یا در خانواده های پرتنشی بزرگ شده اند که مرتب دعوا برقرار بوده یا یکی از والدين به هر دلیلی مثلا اعتياد رفتار باثباتی نداشته یا خود پدر و مادر الگوی تمام و کمال بی اعتمادی بوده اند . بی اعتمادها هم بالاخره طرف مقابل را به جایی می رسانند که نداشتن رابطه را به همیشه مظنون بودن ترجیح می دهند.

افراد وابسته بیشتر شکست عشقی میخورند وابسته ها یا از ترس ترک شدن وارد رابطه نمی شوند یا اگر شدند ، چنان به طرف مقابل میچسبند که نمی گذارند بنده خدا به راحتی نفس بکشد . آنها تمام معنای زندگی شان را به طرف مقابل وابسته می کنند . تفریح و درست خواندن وشغل و مهارت آموزی و همه وهمه چيزها باید با حضور طرف مقابل باشد . بالاخره یک روز طرف مقابل از نداشتن فضای شخصی خسته می شود و پیشنهاد می دهد رابطه قطع شود و شکست عشقی رخ میدهد . وابسته ها هم معمولا در کودکی با نیاز به محبت مشکل داشته اند .

از دیگر افرادی که مستعد شکست عشقی هستند ناماهرها می باشند ممكن است افرادی که شکست عشقی می خورند در هیچ کدام از سه دسته بالانباشند . در این صورت يا آدم هایی هستند که گیر افرادی از سه دسته بالا افتاده اند یا مهارت های ارتباطی ضعیفی دارند . آدم هایی که نمی توانند نه بگويند ، نمی توانند خودشان را جای طرف مقابل بگذارند يا به اصطلاح همدلی کنند ، نمی دانند چه حرفی را باید در چه جایی و با چه لحنی و به چه وسیله ای بگویند از نظر ارتباطی ناماهرند . آنها هم نمی توانند رابطه را پیش ببرند و هدفمند کنند و هم در مقابل زنگ هشدارهایی مثل توهین ، بی خبری ، پرخاشگری فیزیکی و چک شدن بیش از حد حساس نیستند .

بلوغ روانی چیست؟

۱-يعني دست از تلاش براي تغيير ديگران برداريم و به تغيير دروني خودمون متمركز شيم.
٢-بلوغ يعني ديگران را همونجوري كه هستند بپذيريم و سعي كنيم از زاويه ديدگاه ديگران هم به مسائل نگاه كنيم(همدلي)
٣-بلوغ يعني قدرت رها كردن و بخشيدن(هر موضوعي)
٤-بلوغ يعني بجاي انتظارات بيجا و غير واقع بينانه از يك رابطه سعي كنيم براي بهبود آن رابطه تلاش كنيم
٥-بلوغ يعني مسئوليت تمام اشتباهاتم را بپذيرم و خودم رو ببخشم

٦-بلوغ متوقف كردن مسيري هست كه تلاش مي كنيم خودمون رو برتر از ديگران نشون بديم و بجاي آن بر نقاط مثبت ديگران متمركز شويم.
٧-بلوغ يعني دنبال تایید دیگران نباشیم و خودمون رو با کسی مقایسه نکنیم
۸- بلوغ پذیرش خودمون هست همونطوری که هستیم بدون قید و شرط و درک اینکه تا خودمون رو نپذیریم تغییری رخ نخواهد داد
۹-بطوری کلی بلوغ روانی یعنی خودشناسی،هدفمندی،دوست داشتن خودمون، همدلی با دیگران، در مسیر ارزش هامون زندگی کردن، مسئولیت پذیری،شناخت و مدیریت هیجانات…

چرا از منطقه امن زندگی بیرون آمدن سخت هست؟

یهتر از اینجا شروع کنم بگم که اصلا منطقه امن روانی-ذهنی چی هست و ما با موندن در این منطقه چه چیزهایی رو از دست خواهیم داد؟
منطقه امن یعنی ما تو موقعیتی هستیم که بهش عادت کردیم و به ظاهر راضی هستیم در واقع تمام کارهای روزمره ما جزو منطقه امن ما محسوب میشه وقتی ما فقط در منطقه امن زندگی می کنیم سطح استرس پایین هست ذهن زیاد زحمت نمی کشه اطلاعات جدید پردازش کنه به همین دلیل همیشه دلیل محکم و‌قاطع میخواد که به خودش زحمت بده تشریفشو از منطقه امن بیاره بیرون!!!
کسانی که در منطقه امن ذهنی خود می مانند؛
_همیشه خواسته هاشون در سطح رویا میمونه
_سبک زندگیشون به روز نمی شه
_ممکنه سال ها هدفی تو ذهنشون داشته باشن ولی هیچوقت براش قدم برنمی دارند
_حس راکد بودن و مفید نبودن در رندگی دارند
_خیلی از فرصت ها و در زندگیشون از دست میدن
_اعتماد بنفس و عزت نفس پایینی دارند

درسته که ازمنطقه امن بیرون آمدن سختی ها ،استرس و ترس هایی به همراه داره دلیلش هم واضحه چون مغز ما شرایط جدید برایش آشنا نیست و همین باعث میشه که ماندن در منطقه ی امن را ترجیح میدیم چون حاضر نیستیم به خودمان سختی هایی بدسم وبرای پیشرفتمون تلاش هایی کنیم.

من معتقدم شاید محکم ترین دلیلی که باعث شده خیلیامون تو منطقه امن زندگی بمونیم “ترس از شروع” هست و‌ به همین دلیل ترجیح میدیم هیچ کاری جدیدی نکنیم و طبیعتا هیچ رشد و‌ موفقیتی هم حاصل نخواهد شد.

راستگویی و صداقت

“روراستی و صداقت “با “راستگویی دروغگویی” در رابطه فرق داره، یعنی چی؟
اجازه بدین با مثال براتون توضیح بدم، مثلاً: كجايي؟ جواب اين سوال يا راست هست يا دروغ يا سوالاتي مثل اين كه ميشه راستگويي و دروغگويي در رابطه ،ولي صداقت و روراستي داستانش خيلي فرق داره، مثلا: امروز انگار سرحال نيستي چيزي شده؟ حالا اگر شما تو رابطتتون صميميت و همدلي باشه پارتنر فضاي امني داشته باشه كه از احساساتش بدون هراس صحبت كنه صداقت وجود داره ولي اگر عموما جواب سربالا بدين يا بشنوين يعني روراستي تو رابطتتون پايين هست، چي ميشه كه روراستي و صداقت تو رابطه مياد پايين يا اصلا نيست: ترس از قضاوت گفتن احساساتمون، ترس از دست دادن طرف مقابل و وابستگي ناسالم تو رابطه؛اينها باعث ميشه نتونينم تو رابطه خودواقعيمون باشيم و به مرور از خودمون فرسخ ها دور ميشيم و عزت نفس پايين شروع مي كنه به آسيب زدن به زندگيمون.
در نهايت صداقت و روراستي بالاترين شكل صميميت هست.