
چه کسانی بیشتر مستعد شکست عشقی اند ؟
صناماهرها ( افراد بي مهارت ) یکی از افرادی هستند که مستعد شکست عشقی می باشند ؛ وقتی که آمار ارتباط عاطفی به هر دلیلی بالا رود ، معلوم است که آمار شکست عشقی هم بالا می رود ، اما این دلیل آماری برای اینکه بگوییم چرا یک نفر شکست عاطفی می خورد ، کافی نیست . اگر این گونه بود ، همه رابطه ها بی سرانجام می شدند ، اما نیستند . چند گروه هستند که بیشتر مستعد شکست عشقی هستند ؛ و بیشتر افرادی که از دسته ، خود تنها پندارها هستند ( احساس تنهايي هميشگي ) در روابطشان شکست عشقی میخورند البته خودتنها پنداری یک عبارت جعلی است ، اما شاید عبارت خوبی برای توصیف کسانی باشد که اگر هزاران نفر هم صبح تا شب به آنها محبت کنند ، باز هم فکر می کنند که از لطف دیگران محرومند . معمولا این افراد در کودکی از پدر و مادر خود به هر دلیلی به اندازه کافی محبت ندیده اند یا برعکس ، چنان در محبت غرق بوده اند که حالا مهربانی های طرف مقابل توقعشان را برآورده نمی کند .
بی اعتمادها افرادی هستند که بیشتر مستعد شکست عشقی هستند . بی اعتمادها معمولا وارد رابطه نمی شوند ، اما وقتی هم با تردیدهای بسیار وارد رابطه میشدند ، آنقدر احساس ناامنی می کنند که می خواهند مرتب طرف مقابل را چک کنند . معمولا این افراد در کودکی به وجود محبت دایمی مطمئن نبودند . آنها یا در خانواده های پرتنشی بزرگ شده اند که مرتب دعوا برقرار بوده یا یکی از والدين به هر دلیلی مثلا اعتياد رفتار باثباتی نداشته یا خود پدر و مادر الگوی تمام و کمال بی اعتمادی بوده اند . بی اعتمادها هم بالاخره طرف مقابل را به جایی می رسانند که نداشتن رابطه را به همیشه مظنون بودن ترجیح می دهند.
افراد وابسته بیشتر شکست عشقی میخورند وابسته ها یا از ترس ترک شدن وارد رابطه نمی شوند یا اگر شدند ، چنان به طرف مقابل میچسبند که نمی گذارند بنده خدا به راحتی نفس بکشد . آنها تمام معنای زندگی شان را به طرف مقابل وابسته می کنند . تفریح و درست خواندن وشغل و مهارت آموزی و همه وهمه چيزها باید با حضور طرف مقابل باشد . بالاخره یک روز طرف مقابل از نداشتن فضای شخصی خسته می شود و پیشنهاد می دهد رابطه قطع شود و شکست عشقی رخ میدهد . وابسته ها هم معمولا در کودکی با نیاز به محبت مشکل داشته اند .
از دیگر افرادی که مستعد شکست عشقی هستند ناماهرها می باشند ممكن است افرادی که شکست عشقی می خورند در هیچ کدام از سه دسته بالانباشند . در این صورت يا آدم هایی هستند که گیر افرادی از سه دسته بالا افتاده اند یا مهارت های ارتباطی ضعیفی دارند . آدم هایی که نمی توانند نه بگويند ، نمی توانند خودشان را جای طرف مقابل بگذارند يا به اصطلاح همدلی کنند ، نمی دانند چه حرفی را باید در چه جایی و با چه لحنی و به چه وسیله ای بگویند از نظر ارتباطی ناماهرند . آنها هم نمی توانند رابطه را پیش ببرند و هدفمند کنند و هم در مقابل زنگ هشدارهایی مثل توهین ، بی خبری ، پرخاشگری فیزیکی و چک شدن بیش از حد حساس نیستند .